یک بار دیگه دمشق پرونده هاش رو به ورشو فرستاد و این بار ظاهراً پرونده های 6 ماهه دوم 2009 رو فرستاده، چون یکی از دوستان 38 رشته ای که در اواخر 2009 مدارکش رو به دمشق فرستاده بود، وضعیتش تغییر کرده و گفتن که در تاریخ 12 دسامبر مدارکش رو به ورشو فرستادن. این البته یه کم منو نگران می کنه که نکنه ورشو انبار جدید پرونده هاست؟!!
Hip hip, Horray!
We transferred your application to the Warsaw office on December 1, 2011. The Warsaw office may contact you.
اما چيزي كه بيشتر از همه اهميت داره اين نيست كه به زودي رفتني خواهيم شد يا نه، به نظر من مهم اينه كه از خودمون بپرسيم آيا براي رفتن به سرزمين جديد آماده هستيم؟ آيا به اهدافي كه براي پيش از رفتنمون تعيين كرده بوديم رسيديم؟
استخدام پزشکان در ایران
این روزها خیلی از پزشکان عمومی قصد دارن درس بخونن و توی ایران یا خارج از کشور دوره رزیدنتی بگذرونن. برای پزشکان عزیزی که قصد دارن درس بخونن کار کردن خیلی سخت میشه و بیشترشون مجبورن کار کردن رو بذارن کنار. اما خیلی وقتها بدون حقوق زندگی سخت میشه مخصوصاً اگه بخواید برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برید و نیاز به پس انداز داشته باشید اصلاً نمیشه کار نکرد…
یه انتخاب خوب برای این دسته از پزشکان وجود داره. البته اگه اهل کار در شهرستان باشید و با انجام دادن پروسیجرهای مختلف مشکلی نداشته باشید (به اصطلاح پر دل و جرأت باشید!). بعضی شهرهای کشور هستند که شرایط ویژه ای برای پزشکان دارند. مثلاً یک هفته کار و سه هفته استراحت با درآمدی بین 1/200 میلیون تا 2 میلیون تومان. البته مسلماً میزان این درآمد به تعداد روزها و ساعتهای کار هم بستگی داره. به هر حال من چندتا از این کار ها رو در شهرهای مختلف سراغ دارم. اگه کسی از پزشکان عزیز هست که این شرایط براش مناسبه می تونه به من ایمیل بزنه تا جزئیات بیشتر رو در اختیارش بذارم. ایمیل من رو هم که دارید: saba_yh@yahoo.com
ممنون میشم اگه وقتی ایمیل زدید یه کامنت هم اینجا بذارید و به من اطلاع بدید تا چک کنم.
شاد باشید
شکایت حقوقی از وزیر مهاجرت
همه ما از اینکه مدتهاست منتظر گوشه چشمی از بزرگان کانادایی هستیم خسته شدیم… به همین دلیل بعضی از متقاضیان و وکلا قصد داشتند علیه وزیر مهاجرت کانادا به دادگاه شکایت کنند. اما گویا اعضای انجمن مشاورین ایرانی کانادایی جلسه ای تشکیل دادند و به این نتیجه رسیدند که بهتره شکایتی مطرح نشه. دلایل این انجمن برای عدم طرح شکایت رو می تونید در وبلاگ شکوفه عزیز ببینید.
فرم شماره 12 برای پزشکان ایرانی خارج از کشور
دوستان عزیز همونطور که در پست فرم شماره 12 گفتم برای اینکه نامه های استعلامی که از مراکز و مؤسسات خارج از کشور به دانشگاه محل تحصیلتون می رسه پاسخ داده بشه، باید حتماً قبلش فرم شماره 12 رو پر کرده باشید. برای پزشکانی که در خارج از کشور زندگی می کنند بجز ارسال فرم و مدارک از طریق پست یه راه ساده تری هم هست که امروز توی وزارت بهداشت به من گفتن. پزشکان خارج از کشور می تونن فرم پر شده رو اسکن کنن و به همراه بقیه مدارکی که لازمه به ایمیل مسؤول این کار بفرستن. مدارک شامل یه عکس پاسپورتیه که البته چون اسکن می کنید دیگه اندازه ش خیلی مهم نیست، فقط زیاد کوچیک نباشه، و اسکن دو صفحه اول پاسپورت و صفحاتی که مهر ورود و خروج یا ویزا دارن. به دلایل امنیتی آدرس ایمیل مربوطه رو اینجا نمی ذارم اما دوستانی که می خوان فرم و مدارک رو به این روش ارسال کنن لطفا توی همین پست کامنت بذارن تا من آدرس ایمیل رو به ایمیلشون بفرستم. راستی توجه کنید توی قسمت سفرهایی که به خارج از کشور داشتید باید تمام سفرهاتون از جمله سفرهای تفریحی رو که داشتید هم بنویسید.
شاد باشید
رتبه بندی دانشگاههای جهان
در رتبه بندی جدید دانشگاه های دنیا ما متاسفانه هنوز هم رتبه دلچسبی نداریم. رتبه مهندسی و IT دانشگاه صنعتی شریف از 183 در سال 2010 به 264 در سال 2011 تبدیل شده و دانشگاه علوم پزشکی تهران هم که امسال هیچ آماری نداره! گرچه همشهری نوشته رتبه دانشگاه تهران در زمینه مهندسی و تکنولوژی 235 شده اما من پیداش نکردم.
رنکینگ دانشگاههای دنیا در سال 2011 رو می تونید اینجا ببینید.
یه وب سایت دیگه هم هست که رتبه بندیش متفاوته… توی این سایت دومی دانشگاه تهران 708، دانشگاه فردوسی مشهد 1020، علوم پزشکی تهران 1037، دانشگاه علوم و تکنولوژی ایران (؟) 1251، دانشگاه علوم پزشکی شیراز 1295 و دانشگاه صنعتی شریف 1404 رتبه بندی شده!!!
یه نکته جالب رنکینگ دانشگاه پیام نوره که رتبه ش بین دانشگاههای ایران 22 شده!
دستورالعمل USMLE 2012
دوستان عزیز برگزار کنندگان امتحان USMLE هر سال دستورالعمل های ثبت نام و برگزاری امتحان رو مدتی قبل از شروع سال جدید در سایتش می زنه. امسال هم بولتن مربوط به مال 2012 رو از حدود یکی دو ماه پیش توی سایتش زده. بولتن جدید امتحان USMLE رو از اینجا می تونید دانلود کنید.
یه نکته هم در مورد واکسن آنفولانزا (این غلط مصطلحه، املای صحیحش آنفلوانزاست) می خوام بگم، هرچند کمی دیره اما می خوام به همه دوستان پیشنهاد بدم واکسن آنفولانزا رو هر سال تزریق کنن. بهترین زمان تزریقش همونطور که دوستان می دونن حدود اوایل شهریور، یعنی پیش از شروع فصل آنفولانزاست. من الان 4 ساله که واکسن می زنم و برام خیلی عالی بوده. بهترین نوعی که توی بازار موجوده به نظر من اینفلووَک (Influvac) هست که واکسن نسل سوم ساخت هلنده. گرچه انواع دیگه ای هم هستن اما من تجربه چندان خوبی باهاشون نداشتم. البته واکسن نسل چهارم هم با نام تجاری Inflexal-V وارد بازار ایران شده ولی خیلی جدیده و هنوز عوارض و اثراتش زیاد معلوم نیست واسه همین نمی تونم 100% توصیه ش کنم.
سالم باشید!
فرم شماره 12
قابل توجه همه پزشکان عزیز، مخصوصا اون دسته از عزیزانی که قصد مهاجرت به خارج از کشور رو دارند:
وزارت بهداشت یه فرمی داره به نام فرم شماره 12، برای اینکه استعلام دانشگاه ها و مراکز خارج از کشور برای مدرک تحصیلی توسط دانشگاه محل تحصیلتون پاسخ داده بشه حتما باید قبلاً این فرم رو پر کرده باشید. از اونجا که حدود دو هفته طول می کشه تا وزارت بهداشت کارهای مربوط به اون رو انجام بده، و از اونجا که وقتی به خارج از کشور رفته باشید پیگیری خیلی سخت میشه، حتماً برای پر کردن این فرم و تحویلش به وزارت بهداشت تا وقتی ایران هستید در اسرع وقت اقدام کنید، در غیر اینصورت وقتی مثلا ECFMG برای دانشگاه نامه می زنه و مدرکتون رو استعلام می کنه دانشگاه به اون نامه جواب نمیده و تو مملکت غریب! حسابی اعصابتون به هم می ریزه!
فرم شماره 12 رو از اینجا دانلود کنید.
با این فرض که همه ی افراد قراره از خارج از کشور فرم رو پر کنن، توی فرم مواردی هست که فقط مخصوص افراد ساکن در خارج از کشوره، اما شما اگه در ایران هستید لازم نیست این قسمتها رو پر کنید. خودشون متوجه هستن که اندیکاسیون نداره.
موفق باشید.
امید تازه
اول، از همه ی دوستانی که برای پست “جنبش همدلی” منو تشویق کردندو با کامنت های دلگرم کننده شون و یا گذاشتن لینک این مطلب توی وبلاگشون از این ایده حمایت کردند خیلی خیلی ممنونم. امیدوارم بتونم روش وقت بذارم. ضمناً اگه دوستی هست که میتونه در نگارش وبلاگ جنبش همدلی به من کمک کنه خوشحال می شم که وبلاگ چند نویسنده داشته باشه.
دوم، مثل اینکه از کانادا خبرهای خوبی تو راهه. ظاهرا بالاخره آقای وزیر و دست اندرکاران مهاجرت رگ غیرتشون جنبید و تصمیم گرفتن یه فکری هم واسه گروه M1 که همون 38 شغله ها باشن بکنن. چند وقتیه که خبرهایی از رسیدن مدیکال درخواست دهندگان این گروه می رسه و هر چند نامنظم، و یکی از سر و یکی از ته صف،اما ظاهرا در حال انجامه و میشه امید داشت که تا یکی دو سال آینده یه خبرایی بشه! ضمن اینکه قراره به مدت دو سال پذیرش پرونده جدید برای اسپانسری والدین متوقف بشه و این تصمیم در جهت رسیدگی به پرونده هایی که توی صف رسیدگی هستن گرفته شده (لینک 1، لینک 2). به هر حال، میشه تا حدی امیدوار بود اما اونقدر امیدوار نشید که روند زندگیتون رو تغییر بدید چون از این اجنبی ها همه چیز برمیاد!! D:
جنبش همدلی
مدتیه دارم فکر می کنم حالا که تو مملکتمون هیچی سر جاش نیست، هیچی اون جوری که می خوایم پیش نمیره، و ما هم دستمون از همه جا کوتاهه و قدرتی هم نداریم، به جای نشستن و غصه خوردن چیکار میشه کرد. من به این نتیجه رسیدم که ما، همه ی ایرانی های مجازی، که همیشه هم از مشکلات فرهنگی جامعه مون آگاهیم و ازشون انتقاد کردیم می تونیم کارهای بزرگی انجام بدیم. اصلا منظورم سیاسی کاری و تجمع و این حرفها نیست. به نظر من اگه همه ی ما، که جامعه ی خیلی بزرگی از ایران رو تشکیل می دیم، یه جنبش مجازی برای خوب بودن داشته باشیم کم کم می تونیم جوّ کلی جامعه رو عوض کنیم. می تونیم با هم همدل باشیم، و حسابمون رو از دولت و دیگران جدا کنیم، مثل یه خانواده بزرگ… می تونیم یه وبلاگ یا یه سایت داشته باشیم و توی اون در مورد اینکه برای خوب بودن چه کارهایی می تونیم انجام بدیم بحث کنیم و پیشنهاد بدیم. مثلا، الان فضای جامعه قدری افسرده ست، خیلی از ما وقتی توی خیابون، اتوبوس یا جای دیگه هستیم سعی می کنیم با کسی چشم در چشم نشیم، و اگه هم نگاهمون با کسی تلاقی کرد رومون رو بر می گردونیم. در صورتی که خیلی ساده، میشه در این موارد لبخند زد. همین لبخند ممکنه یه نفر رو شاد کنه و بهش انرژی بده. یا اینکه اگه از لباس کسی خوشمون اومد خیلی راحت اونو به زبون بیاریم. من فکر می کنم اگه همه ی ما سعی کنیم خوب باشیم و به اطرافیانمون انرژی بدیم کم کم فضای جامعه عوض میشه.همه ی ما،هرجا که هستیم، به کمک ارتباطات مجازیمون می تونیم کارهای بزرگی انجام بدیم. نیازی به انجام هیچ کار سیاسی نیست، فقط مهربون باشیم و به هموطنان خودمون انرژی مثبت بدیم. با کارهای خیلی ساده، مثل لبخند، مثل سلام کردن به کسی که از روبرومون میاد، مثل فرستادن یه پیام محبت آمیز برای کسی که دوستش داریم، معرفی کتاب خوبی که خوندیم به کسی که می دونیم نیاز داره، یا همون جا گذاشتن کتاب تو مکانهای عمومی که چند وقت پیش درباره ش شنیدیم و خیلی کارهای دیگه که می تونیم به هم پیشنهادش بدیم.
من دوست دارم اسم این حرکت رو بذارم “جنبش همدلی”، برای اینکه با هم همدل باشیم، توی هر کاری که هستیم سعی کنیم به دیگران به عنوان یه ایرانی و یه انسان کمک کنیم، و بهترین ملت دنیا باشیم. می دونم که راه زیادی در پیش داریم که به این هدف برسیم ولی بالاخره از یه جایی باید شروع کرد. خیلی خوشحال میشم اگه نظراتتون رو در این مورد بدونم، هم در مورد خود این ایده و هم در مورد اسمش. من فعلا یه وبلاگ ساختم، اما اگه دوستان نظر دیگه ای داشته باشن می تونم عوضش کنم. منتظر نظراتتون هستم.
نامه وزیر
سلام، بعد از نامه ای که در راستای یک حرکت دسته جمعی در سایت applyabroad در تاریخ 4 آگوست برای وزیر مهاجرت نوشتم و کلی گله کردم، ایشان پاسخش رو امروز دادند. قضاوت با شما!
I am replying to your e-mail of August 4, 2011, addressed to the Honourable Jason Kenney, Minister of Citizenship, Immigration and Multiculturalism, concerning the Federal Skilled Worker (FSW) Program. I apologize for this delayed response.
All candidates who have submitted their application look forward to being granted permanent resident status within a reasonable waiting period after applying. I assure you that we make every effort to deal with the applications we receive in the most efficient and effective way. However, Canada’s attractiveness to immigrants means that each year, we receive more applications than we are able to process.
With a growing backlog, particularly in the Federal Skilled Worker (FSW) category, individuals with the skills and experience wanted by Canadian employers wait years to be admitted. We must have an immigration system that effectively balances Canada’s own needs with its popularity as a destination. That is why the Government of Canada proposed changes to the Immigration and Refugee Protection Act (IRPA). On June 18, 2008, these changes became law.
Until these amendments to IRPA, applications in the largest backlog—federal skilled workers—used to be processed in the order they were received, regardless of whether the applicants’ skills or professions would enable them to find a job in Canada.
On November 28, 2008, Minister Kenney announced an Action Plan for Faster Immigration. It included issuing instructions to visa officers reviewing new applications under the FSW Program. The first Ministerial Instructions (MI) applied to applications received on or after February 27, 2008, up to June 25, 2010. CIC introduced caps on the FSW Program as part of the second MI, effective June 26, 2010, to limit the intake of new FSW applications to better match the number CIC can actually process within the annual levels plan tabled in Parliament. The third MI, introduced in June 2011, further adjusted the intake of Economic Class applications. FSW applications under the third MI are processed on a priority basis. Further information can be found on our Web site.
CIC’s goal is to make the immigration system more responsive to labour market needs. By giving priority to FSW applications received on or after July 1, 2011, we are responding to the most urgent labour market needs first. The length of time it takes to finalize an application under this program varies from one visa office to another since visa offices face different challenges. We continue to work towards global service standards and the use of departmental standard forms to minimize such regional variations as much as possible.
Since you applied under the first MI, you may wish to review the current criteria of the FSW Program and, if you feel you qualify, you may decide to apply and take advantage of the new processing standards. You may choose to either maintain your first application (in London) and submit another request with a new processing fee; or withdraw the first application and submit a new application. If an applicant chooses to withdraw their first application before processing begins, they will receive a refund for the processing fee. Should you choose to withdraw your first application, it is your responsibility to notify the visa office and request a refund.
A request by an applicant to have expedited processing is understandable. However, in the interest of fairness and program integrity, our policy is to process applications in the order in which they are received. To move one file ahead in the queue would not be fair to the many applicants in similar situations who had applied earlier.
Thank you for taking the time to write. I trust that this information is helpful.
Sincerely,
فیزیولوژی کاپلان 2010
بازهم استرالیا
به تازگی یکی از دوستان عزیزی که حدود 6 ماه پیش به استرالیا رفته بود برگشته و راستش رو بخواید اصلا از استرالیا راضی نیست و دیگه نمی خواد برگرده! علتش هم اینه که طی تحقیقاتی که انجام داده و صحبتی که با پزشکان ایرانی در استرالیا انجام داده به این نتیجه رسیده که استرالیا برای ما چندتا مشکل عمده داره:
1. در استرالیا بعد از پاس کردن امتحانات مربوطه (بجز MCQ یه امتحان کلینیکال دیگه هم باید پاس کنید تا به عنوان پزشک عمومی شناخته بشید) باید اولش با حقوق پایین حدود 4000 دلار کار کنید و کم کم زیاد میشه، این برای استرالیا حقوق پایینی حساب میشه. مثلا یه نقاش برای رنگ کردن یه خونه 5000 دلار می گیره. به همین علت برای پزشکا زیاد مناسب نیست.
2. ورود به رزیدنتی برای مهاجرین خیلی سخته چرا که قوانین نا نوشته ی زیادی وجود دارن و تبعیض زیادی علیه مهاجرین صورت می گیره. حتی اگه به رزیدنتی وارد بشید تضمینی نیست که مدرکش رو بگیرید.
3. دوره های رزیدتی خیلی طولانیه حدود 7-6 سال و برای هر سال باید دوباره apply کنید و هر بار این احتمال وجود داره که پذیرفته نشید!! یا اینکه توی اون بیمارستانی که قبلا بودید پذیرفته نشید و مجبور شید برید به یه بیمارستان دیگه!! به همین علت همه ی قراردادها، اجاره خونه ها، مدرسه ی بچه ها و همه ی برنامه های زندگی رو باید یک ساله برنامه ریزی کنید!
4. مواد غذایی و خیلی از چیزهایی که در زندگی روزمره ما مورد استفاده قرار می گیرن خیلی گرون هستن مخصوصا میوه جات و سبزیجات، مثلا موز در مواقع گرونی کیلویی 20 دلار و در مواقع ارزونی کیلویی 14 دلاره! به همین دلیل حقوق 4000 دلار عملا یه حقوق بخور و نمیره!! هزینه برق هم خیلی بالاست و اگه فقط یه تلویزیون، یخچال و چندتا لامپ در طول روز استفاده کنید ممکنه هزینه برقتون بالای ماهی 200 دلار بیاد!
من که با این اوصاف کاملا از استرالیا نا امید شدم و هر جوری فکر می کنم بازم می رسم به آمریکا و کاناداا!!!
استرالیا
در پست های قبلی در مورد استرالیا نوشتم و بعضی از دوستان از من خواستند در مورد نحوه ی اقدام کردن برای استرالیا توضیح بدم. در این پست قصد دارم در این مورد بنویسم.
اول بهتره این نکته رو بگم که برای افرادی که می خوان بلافاصله بعد از پاس کردن امتحانات وارد رزیدنتی بشن استرالیا مناسب نیست چرا که باید اول چند سالی کار کنید تا اجازه بدن وارد رزیدنتی بشین و طبق صحبتهای پزشکانی که به استرالیا رفتن، ورود به رزیدنتی در استرالیا زیاد سخت نیست اما فارغ التحصیلی و گرفتن اجازه کار به عنوان متخصص خیلی سخته. البته در این مورد حدس من اینه که در استرالیا فاکتورهای دیگه ای بجز درس خوندن مهمه و به همین دلیل افرادی که تو ایران فقط درس خوندن و حتی رتبه های برتر داشتن ممکنه نتونن مثل اینجا موفق باشن. به هر حال، اگه همکاران عزیز تجربیات دیگه ای دارن خوشحال میشم که بشنوم، چرا که این تجربیات دوستانی بود که به استرالیا سفر داشتند.
اینکه چه جوری باید برای امتحانات MCQ ثبت نام کرد، اولین مرحله رفتن به سایت AMC و ساختن یه account هست. البته قبلش یه مستر کارت با 230 دلار استرالیا دم دست داشته باشید و اگه ندارید از یه نفر بگیرید. موقع ساختن account سوالات مختلفی ازتون پرسیده میشه که باید به همه اونها کامل و دقیق جواب بدید. وقتی ثبت نامتون کامل شد، یه فرم به نام فرم P1 براتون ایمیل میشه. این فرم رو باید پر کنید و همراه با مدارکی که توش نوشته به آدرس AMC بفرستید. اما حتما قبل از فرستادن باید تمام مدارک حتی عکس ها رو ببرید سفارت استرالیا (بالاتر از میدان آرژانتین) و بدید به خانمی که به عنوان witness اونجا هست تایید کنه. زمان و محل حضورشون رو همیشه از این لینک قسمت Consular & Passport Services ببینید. در حال حاضر یکشنبه تا چهارشنبه ها ساعت 12-10 صبح می تونید مراجعه کنید و بهتره که همون ساعت 10 مراجعه کنید. مدارکی که باید با خودتون به سفارت ببرید اینها هستند:
-
یه پرینت فرم P1 (فرم رو پر نکنید، قسمتهای باقیمانده رو وقتی از سفارت برگشتید پر کنید، چون اگه پر کرده باشید بهتون میگن یه فرم خالی بیارید تا خودشون پر کنن و امضا کردنتون هم جلوی خودشون باید باشه)
-
اصل و ترجمه مدرک و پروانه دائم (اگه مدرک ندارید فکر می کنم فقط پروانه دائم هم مورد قبول باشه اما مطمئن نیستم)
-
دو عدد عکس رنگی جدید سایز پاسپورتی
-
پاسپورت
-
گواهینامه رانندگی بین المللی
-
حداقل 300 هزار تومن پول
از مدارک کپی نگیرید، اونها خودشون کپی می گیرن و برابر اصل می کنن. پول به خاطر اینه که به ازای هر امضای خانم وکیل چیزی حدود 28 هزار تومن باید واریز کنید. حتی برای هر قطعه عکس.
وقتی این کارها کامل شد، و خانم وکیل برای ارسال مدارک بهتون ok داد، می تونید یه کپی از مدارک برای خودتون بگیرید و به آدرس گفته شده در فرم P1 بفرستید. حواستون باشه چیزی رو جا نندازید وگرنه دوباره 110 دلار شارژ می شید! خودتون هم حتماً تمام مراحل رو از سایت و فرم P1 چک کنید تا اگه من توی نوشتن مراحل ومدارک اشتباهی کردم متوجه بشید.
وقتی مدارک به دستشون رسید، شما رو از تمام مراحل کار به وسیله ایمیل مطلع می کنن. مدارک رو هم یه بررسی اجمالی می کنن و بهتون نتیجه رو ایمیل می کنن. در ضمن می گن که می تونین ثبت نام کنین یا نه. در عین حال مدارک رو به ECFMG هم می فرستن تا تایید بشه. البته واقعا اطلاعی ندارم که این تایید ECFMG می تونه به USMLE مربوط باشه یا نه.
فعلا تا اینجای کار رو می دونم. اما فکر می کنم خودم زیاد دوست ندارم برم استرالیا!!
کولوفک!
چند وقته روی دارویی کار می کنم که بسیار بهش علاقه مند شدم. دوستان عزیز پزشک شاید مثل من تبلیغ داروی ®Colofac رو پشت مجلات پزشکی دیده باشن اما من یکی که هیچ وقت بهش دقت نمی کردم. شاید به این دلیل که هیچ وقت به بیماری IBS یا روده تحریک پذیر به عنوان یه مشکل آزار دهنده نگاه نمی کردم، و وقتی شبهای امتحان یا کشیک های انترنی دچار دل پیچه می شدم و با دی سیکلومین و دایمتیکون به جایی نمی رسیدم فکر نمی کردم داروی دیگه ای هم می تونم انتخاب کنم، چون هیچ وقت اساتید کولوفک رو به ما درس نداده بودن! اما از وقتی این دارو رو بهتر شناختم فکر می کنم که خیلی خوبه اگه همه این دارو رو بشناسن.
®Colofac یا Mebeverine hydrochloride یه داروی آنتی اسپاسمودیک موسکولوتروپیک هست که به صورت موضعی روی سلولهای عضلات صاف جدار روده اثر می کنه. نکته جالب توجه در مورد این دارو اینه که هم روی اسهال، هم یبوست و هم نفخ و دردهای شکمی مؤثره و هم اسپاسم های روده ای و هم هیپوتونی عضلات صاف جدار روده رو برطرف می کنه. در واقع بر خلاف سایر داروها که یا اسهال و یا یبوست رو درمان می کنن این دارو با اثر متضادش بر هر دو حالت تاثیر داره، بنابراین روی حالت IBS-Alternavive subtype که با درمان، اسهال و یبوست به سرعت به همدیگه تبدیل میشن هم موثره. از همه مهمتر، به علت اثر موضعی، و کم بودن جذب سیستمیک، دارو عارضه جانبی و تداخل دارویی نداره و می تونه برای طولانی مدت مورد استفاده قرار بگیره، پس برای افراد مسنی که داروهای مختلف مصرف می کنن قابل استفاده ست و میشه اون رو برای حالت های نفخ یا یبوست مزمن هم به کار برد.
دو شکل از این دارو وجود داره، قرص های 135 میلی گرمی و کپسول های 200 میلی گرمی، که قرص رو باید روزی 3 بار 20 دقیقه قبل از غذا مصرف کرد و کپسول ها چون retard یا اصطلاحا پیوسته رهش هستند باید دو بار در روز مصرف بشن و لازم نیست که حتما قبل از غذا باشه.
امیدوارم که این مطلب براتون مفید باشه. دوستان عزیز هم اگه تجربه ای با این دارو دارن ممنون میشم که با ما درمیون بذارن. شاید بد نباشه اگه ما پزشکها داروهایی رو که به نظرمون مفید و موثرند به هم معرفی کنیم. نظر شما چیه؟
دانلود کتاب
از امروز یه دسته تازه به بخش پیوند ها اضافه کردم که از اونجا می تونید انواع کتابهای پزشکی رو دانلود کنید. فعلا لینک ها کم هستن اما به تدریج لینک های بیشتری اضافه خواهد شد. اگه دوستان عزیز خواننده وبلاگ هم سایت خوبی در این زمینه سراغ دارن ممنون میشم معرفی کنن.
برید حالشو ببرید! البته دوستانی که در ایران حضور ندارند مواظب کپی رایت باشند!
دوباره سلام!
دوباره سلام!
بعد از مدتها ننوشتن، دوباره قصد دارم وبلاگ رو فعال کنم، اما این بار با تصمیمی تازه!
اول از تمام دوستانی که نظر دادن و کامنت هاشون بی پاسخ موند صمیمانه عذرخواهی می کنم. امیدوارم بازهم با من همراه باشید… تعدادی از کامنت ها رو پاسخ دادم اما به علت زیاد بودن لطف دوستان گرامی نتونستم به همه جواب بدم. سعی می کنم هر روز یه تعدادی از کامنت ها رو جواب بدم.
تو این مدت اتفاقات زیادی افتاد که باعث شد به کلی از فضای اینترنت دور بشم. خونه جدید، کار جدید، تصمیم جدید و … تاحدی هم بی انگیزگی! از بس که سر کار رفتیم و معلق موندیم و زندگیمون به حالت استندبای گذشت خسته شدیم! به همین علت من یه تصمیم جدید گرفتم. کانادا و امریکا رو با همه جذابیتها و اذیتهاشون گذاشتم کنار و رسیدم به استرالیا! این بار همه چیز خیلی سریعتر اتفاق افتاد! یکی از دوستان بسیار نزدیک که اون هم شرایطش مثل من بود از علافی خسته شد و رفت استرالیا. این شد که من هم با خودم فکر کردم چرا عمرم رو تلف کنم؟ بهتره برم استرالیا، چون اونجا شرایط بسیار خوبی برای پزشکان داره. من هم به محض اینکه تصمیم رو با همسر گرامی نهایی کردیم، یه account توی سایت AMC ساختم و به زودی میرم سفارت برای تایید مدارک. کتابها رو هم دانلود کردم و باید درس بخونم و امتحان MCQ رو پاس کنم. آیلتس هم که دارم، همه چی حله! فقط می مونه که برم استرالیا و شروع کنم به کار کردن!
نظرتون چیه؟!
شرافت از دست رفته ی پزشکی
عنوان مطلب براتون آشناست، نه؟
مدتی پیش، یکی از وبلاگ نویسان مطلبی رو در مورد پزشکان نوشت که خیلی سروصدا راه انداخت. این فرد پزشکان رو متهم کرد که همه شون (دقت بفرمایید، همه شون!) به دنبال منافع مادی هستند و جان و مال بیماران براشون ذره ای اهمیت نداره.
اولش خواستم چیزی در موردش ننویسم، چون واقعاً تصور نمی کردم این تعداد زیاد از مردم بدون تحقیق این حرفها رو باور کنند و این مطلب اینهمه گسترده بشه. اونقدر زیاد که حتی یه وب سایت خبری مثل سحر نیوز هم اون رو نوشته! بنابراین، نه فقط من، که همه ی پزشکان وظیفه دارن که با ذکر منبع و دلیل موثق نادرستی این مطلب رو ثابت کنن تا مردم به اشتباه نیفتن. چرا که اگه اعتماد مردم به پزشکان کشورشون از بین بره اولین کسانی که متضرر میشن خود مردمن.
اول، چون وبلاگی که این متن رو نوشته نیاز به دعوت نامه و رمز عبور داره (نمی دونم قبل از درج این مطلب هم دعوتنامه نیاز داشته یا نه!)، متن اصلی رو از همون سحر نیوز بخونید، و البته خوندن کامنت هاش هم خالی از لطف نیست.
دوم، من قبول دارم که مثل هر شغل دیگه ای، در پزشکی هم افرادی هستند که وجدانشون رو زیر پا می ذارن تا به منافع مادی خودشون برسن اما این درصد در مقایسه با سایر شغلها خیلی کمه، با اطمینان میگم که درصد خیلی پایینیه، چون اگه عشق نداشته باشی، و عشقت کمک به دیگران نباشه نمی تونی تو سالهای تحصیل پر مشقتش دوام بیاری. من متخصص قلبی رو می شناسم که برای هرکی میگه درد سینه دارم آنژیوگرافی تجویز می کنه، اما در مقابل متخصصین قلب زیادی رو می شناسم که به خاطر مریضاشون از موقعیت های بزرگی در زندگیشون گذشتن. مثلاً یه متخصص که با اینکه سهامدار و عضو هیأت مؤسس یکی از بیمارستان های بزرگ خصوصی تهران بود، وقتی هیأت مدیره خواستن هزینه ویزیت و خدمات رو زیاد کنند، زیر بار نرفت که از مریضا بیشتر پول بگیره و از بیمارستان اومد بیرون، یا جراحان قلبی که بیماران مستضعفشون رو بدون هزینه جراحی می کنن و بیمار فقط باید پول بیمارستان رو بده و از دادن دستمزد پزشک معاف میشه. گرچه برخلاف اون چیزی که خیلی ها فکر می کنن این وظیفه ی پزشک نیست که به مردم فقیر کمک کنه، پزشک باید مثل تمام مشاغل دیگه در قبال ارائه ی خدمات به همه ی مردم، دستمزدش رو دریافت کنه. این دولته که باید به مردم کم درآمد کمک کنه که بتونن هزینه خدمات پزشکیشون رو بپردازن. اصولاً سیستم نباید این باشه که پزشک از مردم پول بگیره، مردم به شرکت ها ی بیمه و دولت (در قالب مالیات) پول میدن و پزشک باید هزینه ی ویزیت و خدماتش رو از دولت و بیمه ها دریافت کنه. گرچه توی کشور ما این ارگانها هم متأسفانه نسبت به پزشکان بخیل هستن!! چطور بعضی از افراد برای ارائه ی خدمات مهاجرتی که همه ی ما می دونیم کار زیادی هم نیست و در موارد عادی خود ما هم می تونیم انجام بدیم طرف حاضره 6-5 میلیون تومن پول بده اما یه ویزیت پزشک رو زوش میاد پرداخت کنه؟
سوم، متاسفانه خیلی ها فکر می کنند که درآمد پزشکان نجومیه. خب اینجور پزشکان وجود دارن، اما این قضیه در مورد همه ی پزشکان صادق نیست. اون جماعت پردرآمد شاید حدود 10 درصد از پزشکان باشند (که البته پزشکان بسیار خوبی هم هستن و به همین علت کارشون پیشرفت کرده) و بقیه درآمد عادی یا حتی خیلی کم دارن. خود من که الان کار نسبتاً خوبی دارم، درآمد یه فوق لیسانس حداقل 1.5 برابر منه. پس همه ی پزشکها رو به یه چوب نزنید.
بگذریم، اینها همه زمینه های فکری موجود در جامعه ست که باعث نوشته شدن اینجور مطالب میشه. اما قصد من توضیح دادن واقعیت قضیه ست که بالاخره سیتی آنژیو بهتره یا آنژیوگرافی تا حداقل دوستان عزیز به اشتباه نیفتن. خیلی از دوستان پزشک لطف کردن و در مورد سایر بخشهای این مطلب توضیح دادن، مثلاً اینکه برای هر کاری باید حرف رو از متخصص همون کار شنید و اگه طرف مثلاً یه متخصص خیلی خوب ارتوپدیه دلیل نداره در مورد قلب به همون خوبی بدونه، و مسلماً هم نمی دونه! و سایر موارد. اما اصل مطلب:
سیتی آنژیو یا آنژیو گرافی؟
اول بهتره هر کدوم رو تعریف کنیم، و سعی می کنم منابع معتبر باشن.
آنژیوگرافی، طبق مطلب ارائه شده در وب سایت American Heart Association یا آکادمی قلب آمریکا، آنزیو گرافی یه جور عکسبرداری با اشعه X هست. یه کاتتر (یه جور لوله ی انعطاف پذیر) رو از عروق کشاله ی ران یا بازو وارد می کنن تا به درون قلب یا عروق تغذیه کننده عضلات قلب (عروق کرونر) برسه. بعد اونجا یه ماده تزریق می کنند که توسط اشعه X قابل تشخیصه و بهش میگن ماده حاجب. حالا وقتی از قلب و عروقش عکس بگیرن مشخص میشه که دقیقاً کجاها گرفتگی داره. مثل اینکه توی یه نی شفاف پلاستیکی، یه شربت صورتی داشته باشین. اگه از داخل یه چیز شفاف به دیواره ی نی چسبیده باشه در اون قسمت می بینین که شربت صورتی تو رفتگی داره و می فهمین که دیواره ی نی، اونجا ضخیم تره.
CT آنژیوگرافی، طبق تعریف مایوکلینیک، یک تست تصویری برای بسیاری از بیماریهای قلبیه. برعکس آنژیوگرافی، سیتی آنژیو کاتتر نداره و بیمار مثل اون کاری که در سی تی اسکن انجام میشه روی تخت سی تی دراز می کشه و یه دستگاه تصویر برداری قوی از عروق فرد عکس می گیره. در سایت مایوکلینیک گفته شده که این روش روز به روز داره بین مردم مقبول تر میشه چون زمان بهبودی (ریکاوری) کمی داره و خب البته به دلیل عدم وجود کاتتر تهاجمی هم نیست، و گفته که می تونه برای افرادی که احتمال متوسطی برای گرفتگی عروق وجود داره استفاده بشه. خب مسلماً کسی که با حمله قلبی مراجعه می کنه در حدی که احتمال سکته قلبی براش مطرح میشه، احتمال گرفتگی عروقش کم یا متوسط نیست، بلکه زیاده.
در ادامه ی مطلب، مایوکلینیک تاکید کرده که سی تی آنژیو، خطر تابش اشعه رو بالا می بره و اگه بیماری عروق قلبی داشته باشید آنژیوگرافی سنتی گزینه بهتریه چرا که در صورت مشاهده گرفتگی، درمان در حین آنژیوگرافی انجام خواهد شد.
خب این از تعاریف. بریم سر مقالات جدید که این دو روش رو با هم مقایسه کردن.
مقالات تا اونجا که من تحقیق کردم هنوز هیچ کدوم سی تی آنژیو رو به آنژیوگرافی ترجیح ندادن. هم به خاطر اون دو موردی که بالا در مورد سی تی آنژیو گفتم و هم به این خاطر که دیده شده دقت سی تی آنژیو برای عروق بزرگ قابل قبوله اما اگه گرفتگی توی عروق کوچیک یا استنت گذاشته شده برای گرفتگی قبلی باشه دقتش کمه. این مقاله و این مقاله رو ببینید. دوست عزیز جناب آقای دکتر توحید عزیزی هم منبع بسیار خوبی معرفی کردند که بد نیست بخونید. همچنین یه systematic review برای این موضوع پیدا کردم. این نوع مقالات معمولاً مطالعات معتبر انجام شده در یه زمینه رو بررسی می کنند و با تجزیه و تحلیل آماری به یه نتیجه نهایی می رسند و تکلیف رو روشن می کنند. این مطالعه با بررسی مقالات 2006-2002 نتیجه گرفته که نتایج CT آنژیوگرافی فقط کمک می کنه که بگیم فرد گرفتگی عروق نداره، اما نمی تونه برای تشخیص میزان گرفتگی عروق و درمان اون جایگزین آنژیوگرافی سنتی بشه، مضاف بر اینکه در اغلب اوقات بعد از انجام سی تی آنژیو، انجام آنژیوگرافی هم ضرورت پیدا می کنه.
دریاچه سد طالقان
11 ماه و 6 روز!!
11 ماه و 6 روز پیش مدارک ما به سوریه رسیده و ما همچنان منتظریم و بلاتکلیف… مثل بقیه ی دوستان مهاجر. امیدوارم هرچه زودتر با یه نتیجه ی خوب این انتظار تموم بشه…
بگذریم، با فرض اینکه قراره یه جواب مثبت از درخواستمون بگیریم و ایشالا سال دیگه کانادا باشیم!، یکی از کارهای خوبی که تو زمان باقی مانده میشه انجام داد اینه که طبیعت ایران رو بیشتر بشناسیم ودر فرصت هایی که داریم زیبایی های کشورمون رو هم ببینیم تا ندیده از ایران نرفته باشیم!!
به همین علت من و همسرم تا جایی که میشه هر جمعه یه جایی میریم، و این کار رو از فروردین امسال شروع کردیم. از اونجا که فعلاً فقط منتظریم و هیچ اتفاق جدیدی در کار نیست و در نتیجه مطلبی هم ندارم، با خودم فکر کردم بد نیست شرح کوتاهی از پیک نیک هامون همراه با عکس بذارم تا دوستان هم بهره مند بشن.
در این پست می خوام عکسهای دریاچه سد طالقان رو براتون بذارم که در اردیبهشت ماه امسال (89) دو بار به اونجا رفتیم. دریاچه سد طالقان، در شهرستان طالقان، استان البرز قرار داره و از احداث سد طالقان بر روی “شاهرود” یا “طالقان رود” به وجود اومده. بعد از احداث این سد، که اولین نیروگاه غرقابی رو هم داره، بسیاری از زمینها و مراتع اطراف به زیر آب رفتند که آثارشون رو هنوز هم میشه دید، مثل این عکس که البته به خاطر ابری و بارونی بودن شدید هوا زیاد واضح نیست، ضمن اینکه 16 برابر زوم شده…:
برای رسیدن به این دریاچه بسته به اینکه در شرق یا غرب تهران باشید باید حدود 3-2 ساعت به سمت غرب رانندگی کنید، و جاده ی خوبی هم داره، گرچه وقتی که برسید با دیدن زیبایی دریاچه خستگیتون در میره. وقتی نقشه ی طالقان رو نگاه می کنید می بینید که به جای طالقان نوشته “شهرک”. ظاهراً جایی به نام طالقان وجود نداره و شهرک یا همون طالقان مجموعه ای از چند روستاست.
در طالقان و حوالی اون مناطق دیدنی زیادی هم وجود داره که می تونید در این لینک ببینید.
در راه رسیدن به دریاچه من یه رستوران دیدم که اسمش برام جالب بود: عزیز و نگار. و برام سوال بود که عزیز و نگار کی هستند! و امروز وقتی داشتم در مورد طالقان تو اینترنت می گشتم که اینجا بنویسم، بالاخره فهمیدم کی بودن! دوتا دلداده ی قدیمی که مثل خسرو و شیرین معروف بودن، ظاهراً فیلمشون هم داره ساخته میشه (یا شاید ساخته شده، من هنوز ندیدم). درباره شون اینجا و اینجا بخونید.
ترجیح میدم دریاچه رو از زبان تصویر توصیف کنم. البته عکسهایی که از این دریاچه گرفتم کیفیت بالایی ندارند، قول می دم عکس دریاچه های بعدی بهتر باشه…! چندتا عکس واقعاً زیبا هم توی وبلاگ آقای پرویز شجاعی پارسا دیدم که با اجازه ایشون اون عکسها رو هم می ذارم.
پ.ن. دیانای عزیز در نگاهی به زندگی تعدادی از عکسهایی رو که قبلاً براش فرستاده بودم گذاشته، اگه دوست داشتید به اونجا هم سر بزنید. عنوان پست: ایران زیباست.






روزتون مبارک!
روز پزشک رو به همه همکاران عزیز تبریک میگم. امیدوارم زندگیتون سرشار از
شادی و موفقیت، و رضایت از کمک به دیگران باشه.
قوانین طرح و خرید مدرک پزشکان
دوستان عزیز از اینکه مدتی به وبلاگ سر نزدم خیلی عذر می خوام. من در این مدت به وبلاگم دسترسی نداشتم که با کمک یکی از دوستان (سعید عزیز) چند روز پیش مشکل برطرف شد و من موفق شدم کامنت ها رو جواب بدم.
یکی از مباحثی که چند وقته ذهن خیلی از پزشکان رو به خودش مشغول کرده قوانین جدید طرح و خرید مدرکه. از 17 خردادماه 89 قوانین جدیدی به تصویب رسیده که کار رو برای متقاضیان خروج از کشور مشکل تر می کنه، اما به هر حال آگاهی از این قوانین برای هر پزشکی لازمه. به علت اهمیت موضوع من کل مطلب رو اینجا میارم:
اداره تعهدات و تسهيلات
دستورالعمل دريافت ريز نمرات و مدارك تحصيلي متقاضيان ادامه تحصيل در خارج از كشور با هزينه شخصي
(مشمولين ماده 6 قانون مربوط به خدمت پزشكان و پيراپزشكان )
ماده 1- مركز خدمات آموزشي مجاز است درخواست آن دسته از متقاضياني را كه مشمول ماده 6 بوده و مايل به ادامه تحصيل در خارج از كشور با هزينه شخصي ميباشند بررسي و درصورت بلامانع بودن نسبت به آزادنمودن مدارك تحصيلي آنان اقدام نمايد.
ماده 2- شرايط متقاضيان
1-2- داشتن حداقل مدرك تحصيلي دانشگاهي در يكي از رشته هاي علوم گروه پزشكي و پيراپزشكي
2-2- مشخص بودن وضعيت نظام وظيفه براي متقاضيان ذكور (كارت پايان خدمت – معافيت دائم زمان صلح – معافيت پزشكي – ارائه معافيت تحصيلي نخبگان، از طريق سازمان نظام وظيفه عمومي)
3-2- افرادي كه در استخدام سازمانها و مراكز دولتي ميباشند بايد داراي موافقت بالاترين مقام مسئول آن مركز يا سازمان مبني بر ادامه تحصيل در خارج از كشور باشند.
4-2- متقاضياني كه بيش از يك سال از زمان فارغالتحصيلي شان گذشته و طي اين مدت براي شروع خدمات قانوني خود اقدام ننموده باشند، مجاز به استفاده از آييننامه نميباشند.
ماده 3- متقاضيان ملزم هستند پس از سپردن وثيقه در رشته موردنظر تحصيل نمايند و پس از پايان مدت مجاز تعيين شده، با اخذ مدرك بالاتر به كشور مراجعت و نسبت به انجام تعهدات معوقه خود اقدام نمايند.
1-3- مدت مجاز تحصيل در خارج از كشور، مطابق با دوره مشابه آن در داخل كشور ميباشد.
2-3- متقاضيان مجاز به ادامه تحصيل بيش از يك مقطع بالاتر از مقطع قبلي خود نميباشند.
3-3- متقاضيان ملزم به ادامه تحصيل در رشتههاي مرتبط با رشته فعلي خود ميباشند.
ماده 4 - اخذ وثيقه از متقاضيان مطابق با جدول ذيل صورت ميگيرد:
| مقطع تحصيلي | مبلغ وثيقه | |||
| دانشگاه دولتي | دانشگاه آزاد و شبانه | مبالغي كه به ازاء هر سال خدمت طرح از مبلغ وثيقه كسر ميگردد | ||
| دكتراي حرفهاي | دندانپزشكي | 000/000/500 ريال | 000/000/400 ريال | 000/000/40 ريال |
| پزشكي | 000/000/400 ريال | 000/000/300 ريال | 000/000/30 ريال | |
| داروسازي | 000/000/400 ريال | 000/000/300 ريال | 000/000/30 ريال | |
| كارشناسي ارشد | 000/000/200 ريال | 000/000/150 ريال | 000/000/15 ريال | |
| كارشناسي | 000/000/120 ريال | 000/000/100 ريال | 000/000/10 ريال | |
| كارداني | 000/000/80 ريال | 000/000/60 ريال | 000/000/6 ريال | |
تبصره 1- وثيقه موردنظر ميتواند به صورت ملكي يا نقدي (همراه با تعهد محضري) باشد.
تبصره 2- پس از سپردن وثيقه و دريافت مدارك تحصيلي، درصورت انجام خدمت طرح، مبلغ وثبقه كاهش نخواهد يافت.
ماده 5 - متقاضياني كه بعد از دريافت مدارك تحصيلي و اخذ پذيرش از دانشگاههاي معتبر خارج از كشور تقاضاي نامه اعلام نياز از وزارت متبوع را براي دانشگاه يا مؤسسه محل داشته باشند ميبايست علاوه بر سپردن وثيقه درخصوص خدمات قانوني مربوط به خدمات پزشكان و پيراپزشكان، لازم است مبلغ يكصد ميليون ريال نيز وثيقه به صورت نقدي يا ملكي بسپارند.
ماده 6 - متقاضيان پس از ترجمه مدارك، ملزم به عودت اصل مدارك خود ميباشند در غير اينصورت عدم ارائه آن به منزله تخلف محسوب و در مورد وثيقه آنان اقدام قانوني لازم به عمل خواهد آمد.
تبصره – درصورتيكه متقاضي ظرف مدت شش ماه از تاريخ سپردن وثيقه به اين وزارتخانه، به هر دليلي موفق به شروع تحصيل نگردد، مكلف است بلافاصله به وزارت متبوع جهت انجام خدمات موضوع قانون خدمت پزشكان و پيراپزشكان و خدمات آموزش رايگان و ساير تعهدات قانوني و قراردادي خود مراجعه و اقدام نمايد و وثيقه توديعي پس از انجام كليه تعهدات مسترد خواهد شد.
اين دستورالعمل در 6 ماده و 7 بند و 3 تبصره در تاريح 17/3/89 به تصويب رسيد.
——————————————————–
با تشکر از سعید که لینک مطلب رو برام گذاشت.
و مطلب بعدی قانون خدمت پزشکان و پیراپزشکان هست که قدیمیه اما خوبه بدونید:
قانون مربوط به خدمت پزشكان و پيراپزشكان 30/1/1367
قانون مربوط به خدمت پزشكان و پيراپزشكان
ماده 1 – كليه افراد ايراني با تحصيلات فوق ديپلم و بالاتر كه از مراكز آموزش پزشكي و پيراپزشكي در داخل يا خارج از كشور فارغالتحصيلميشوند و خدمت آنان از طرف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مورد نياز اعلام ميشود مكلفند حداكثر مدت پنج سال اول اشتغال خود درداخل كشور و در مناطق مجاز به ترتيبي انجام دهند كه در هر حال سه پنجم آن در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي باشد.
تبصره – فهرست مناطق مجاز و نيز نحوه و مدت شمول اين قانون براي مدتي كمتر از پنج سال بر حسب نياز جامعه، به تفضيل آييننامهاي است كهبه تصويب وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خواهد رسيد.
ماده 2 – بانوان متأهل مشمول خدمت خارج از مركز و همسران و فرزندان شهداء، اسراء و مفقودين جنگ و جانبازان انقلاب اسلامي و نيز مادرانيكه سرپرستي يا حضانت فرزند خود را عهدهدار هستند ميتوانند خدمت ماده 1 اين قانون را در هر نقطه از كشور انجام دهند.
ماده 3 – كاركنان ثابت نيروهاي مسلح مشمول اين قانون، خدمت مربوط را در نقاط مورد نياز نيروهاي مسلح انجام خواهند داد و صدور پروانه دائمموكول به ارائه گواهي پنج سال خدمت در مناطق مجاز و يا حداكثر هفت سال و نيم (7.5) سال خدمت در مناطق غير مجاز ميباشد.
تبصره – مدت خدمت دوره ضرورت و دوره احتياط مشمولان اين قانون كه در حرفه پزشكي و پيراپزشكي انجام شده يا بشود از كل خدمت مقرردر اين قانون كسر ميگردد.
ماده 4 – كساني كه خدمت دوره ضرورت را انجام داده و يا از خدمت معاف باشند، موظفند حداكثر يك ماه پس از فراغت از تحصيل يا اعلامارزشيابي مدرك تحصيلي خارج از كشور به منظور تعيين وضعيت خود از لحاظ شمول خدمت موضوع اين قانون خود را به وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي معرفي نمايند.
ماده 5 – مشمولان اين قانون مادام كه تعهدات خود را انجام ندادهاند، مجاز به دخالت در امور پزشكي به طور آزاد نميباشند مگر با اجازه وزارتبهداشت، درمان و آموزش پزشكي.
تبصره – كساني كه تعهدات موضوع اين قانون را به انجام رساندهاند و همچنين كساني كه داراي پروانه دائم پزشكي بوده و يا واجد شرايط تحصيلپروانه دائم ميباشند در صورتي كه مدرك تحصيلي جديدي اخذ نمايند، مشمول خدمات موضوع اين قانون نميباشند.
ماده 6 – مشمولان اين قانون قبل از انجام تعهدات قانوني مجاز به خروج از كشور نميباشند بجز در موارد زير:
1 – براي درمان بيماري خود يا به عنوان همراه با همسر، پدر و مادر، فرزند، برادر يا خواهر بيمار خود به تشخيص و تأييد وزارت بهداشت و درمانو آموزش پزشكي.
2 – حج واجب.
3 – انجام مأموريتهاي كوتاه مدت اداري حداكثر به مدت يك ماه.
4 – براي اعضاء هيأت علمي مراكز آموزشي جهت شركت در كنفرانسهاي علمي، دورههاي آموزشي، بازآموزي، بورسها، مأموريتهايآموزشي.
5 – به تبعيت از همسر در مورد آن دسته از مشمولان كه همسر آنان از بورس آموزشي يا مأموريت آموزشي بيشتر از چهار ماه استفاده مينمايند.
6 – اتباع خارجي كه به تبعيت از همسر تابعيت كشور جمهوري اسلامي ايران را پذيرفتهاند.
7 – شرايط استثنايي ديگر به استناد آييننامهاي خواهد بود كه به پيشنهاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به تصويب هيأت وزيرانخواهد رسيد.
تبصره 1 – افرادي كه خدمت وظيفه عمومي را نگذراندهاند از لحاظ خروج از كشور تابع قانون وظيفه عمومي خواهند بود.
تبصره 2 – مدت مأموريتهاي آموزشي بيشتر از چهار ماه جزء خدمت موضوع اين قانون محسوب نميشود.
ماده 7 – به منظور توزيع عادلانه پزشك و حرف وابسته به پزشكي و پيراپزشكي در سطح كشور و تأمين نيروي انساني گروه پزشكي و پيراپزشكيمورد نياز مناطق روستايي و عشايري و بخشها و شهرستانهاي فاقد دانشكده پزشكي، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي موظف است ازتاريخ تصويب اين قانون همهساله حداكثر تا 40% از كل ظرفيت پذيرش دانشجو براي كليه رشتههاي گروه پزشكي را به داوطلبان ديپلمه بومي ( محلي)واجد شرايط اختصاص دهد تا اين قبيل فارغالتحصيلان معادل دو برابر مدت تحصيل خود را صرفاً در مناطق مزبور و در واحدهاي بهداشتي – درمانيو آموزش پزشكي انجام دهند.
تبصره 1 – تحويل مدرك تحصيلي و ريز نمرات و يا تأييديه آن و يا هر سندي كه نشان دهنده طي دوره آموزشي باشد و همچنين صدور پروانهاشتغال به كار در بخش خصوصي قبل از انجام خدمت موضوع اين قانون ممنوع است و به دانشجوياني كه قبل از خاتمه دوره ترك تحصيل نمايند، ريزنمرات و تأييديه آنان داده نخواهد شد.
تبصره 2 – نحوه سهميهبندي بر اساس ميزان كل جمعيت، شرايط عمومي و اختصاصي داوطلب، شرايط اخذ تعهد خدمت، چگونگي صدورپروانه اشتغال به كار آنان و همچنين ساير موارد به موجب آييننامه اجرايي كه به تصويب وزير بهداشت، درمان پزشكي خواهد رسيد، تعيين ميگردد.
تبصره 3 – فارغالتحصيلان سهميه مناطق مختلف آزمونهاي سراسري سنوات پس از انقلاب فرهنگي موظفند تعهدات خود را بر اساس مناطقخدمتي كه آييننامه آن به تصويب وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خواهد رسيد، انجام دهند.
ماده 8 – آييننامههاي اجرايي اين قانون به تصويب وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خواهد رسيد.
ماده 9 – لايحه قانوني مصوب 1364.3.28 مجلس شوراي اسلامي در مورد فارغالتحصيلان رشته دامپزشكي كماكان به قوت خود باقي است وآييننامه اجرايي آن توسط وزارت كشاورزي (سازمان دامپزشكي كشور) تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
قانون فوق مشتمل بر نه ماده و هشت تبصره در جلسه علني روز سهشنبه سيام فروردين ماه يك هزار و سيصد و شصت و هفت مجلس شوراياسلامي تصويب و در تاريخ 1367.2.21 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.
رييس مجلس شوراي اسلامي – اكبر هاشمي
شرايط تحصيل در خارج از کشور براي فارغ التحصيلان علوم پزشکي
جام جم آنلاين: شرايط انجام تعهدات و ميزان وثيقه دريافتي از فارغ التحصيلان علوم پزشکي متقاضي تحصيل در خارج اعلام شد که طبق آن متقاضيان بايد پس از سپردن وثيقه در رشته مورد نظر تحصيل کنند و پس از پايان مدت مجاز با اخذ مدرک بالاتر به کشور مراجعت و تعهدات را انجام دهند.
به گزارش مهر، مرکز خدمات آموزشي وزارت بهداشت دستورالعمل دريافت ريز نمرات و مدارک تحصيلي متقاضيان ادامه تحصيل در خارج از کشور با هزينه شخصي را براي افراد مشمول ماده 6 قانون مربوط به خدمت پزشکان و پيراپزشکان اعلام کرد.
مرکز خدمات آموزشي وزارت بهداشت بر اساس اين دستورالعمل مجاز است درخواست آن دسته از متقاضياني را که مشمول ماده 6 بوده و مايل به ادامه تحصيل در خارج از کشور با هزينه شخصي هستند را بررسي و درصورت بلامانع بودن نسبت به آزاد کردن مدارک تحصيلي آنان اقدام کند.
اين دستورالعمل شرايط متقاضيان را نيز اعلام کرده است. بر اين اساس افراد بايد داراي حداقل مدرک تحصيلي دانشگاهي در يکي از رشته هاي علوم گروه پزشکي و پيراپزشکي باشند و وضعيت نظام وظيفه براي متقاضيان ذکور از جمله کارت پايان خدمت، معافيت دائم زمان صلح ، معافيت پزشکي، معافيت تحصيلي نخبگان از طريق سازمان نظام وظيفه عمومي مشخص باشد.
افرادي که در استخدام سازمان ها و مراکز دولتي هستند بايد موافقت بالاترين مقام مسئول آن مرکز يا سازمان مبني بر ادامه تحصيل در خارج از کشور را دارا باشند.
متقاضياني که بيش از يک سال از زمان فارغالتحصيلي شان گذشته و طي اين مدت براي شروع خدمات قانوني خود اقدام نکرده باشند مجاز به استفاده از آييننامه نيستند.
متقاضيان ملزم هستند پس از سپردن وثيقه در رشته مورد نظر تحصيل کنند و پس از پايان مدت مجاز تعيين شده با اخذ مدرک بالاتر به کشور مراجعت و نسبت به انجام تعهدات معوقه خود اقدام کنند. مدت مجاز تحصيل در خارج از کشور، مطابق با دوره مشابه آن در داخل کشور است و متقاضيان مجاز به ادامه تحصيل در بيش از يک مقطع بالاتر از مقطع قبلي خود و يا رشته هاي غير مرتبط با رشته فعلي خود نخواهند بود.
اخذ وثيقه از متقاضيان بر اساس جدول اعلام شده صورت مي گيرد.
مقاطع تحصيلي مبلغ وثيقه دانشگاه دولتي مبلغ وثيقه دانشگاه آزاد و دوره شبانه مبالغي که به ازاء هر سال خدمت طرح از مبلغ وثيقه کسر ميگردد
دکتري حرفه اي پزشکي 500 ميليون ريال 400 ميليون ريال 40 ميليون ريال
دکتري حرفه اي دندانپزشکي 400 ميليون ريال 300 ميليون ريال 30 ميليون ريال
دکتري حرفه اي داروسازي 400 ميليون ريال 300 ميليون ريال 30 ميليون ريال
کارشناسي ارشد 200 ميليون ريال 150 ميليون ريال 15 ميليون ريال
کارشناسي 120 ميليون ريال 100 ميليون ريال 10 ميليون ريال
کارداني 80 ميليون ريال 60 ميليون ريال 6 ميليون ريال
وثيقه مورد نظر ميتواند به صورت ملکي يا نقدي (همراه با تعهد محضري) باشد. پس از سپردن وثيقه و دريافت مدارک تحصيلي در صورت انجام خدمت طرح، مبلغ وثيقه کاهش نخواهد يافت.
متقاضياني که بعد از دريافت مدارک تحصيلي و اخذ پذيرش از دانشگاههاي معتبر خارج از کشور تقاضاي نامه اعلام نياز از وزارت متبوع را براي دانشگاه يا موسسه محل داشته باشند بايد علاوه بر سپردن وثيقه در خصوص خدمات قانوني مربوط به خدمات پزشکان و پيراپزشکان لازم است مبلغ يکصد ميليون ريال نيز وثيقه به صورت نقدي يا ملکي بسپارند.
متقاضيان پس از ترجمه مدارک، ملزم به عودت اصل مدارک خود هستند در غير اين صورت عدم ارائه آن به منزله تخلف محسوب و در مورد وثيقه آنان اقدام قانوني لازم به عمل خواهد آمد.
در صورتي که متقاضي ظرف مدت 6 ماه از تاريخ سپردن وثيقه به اين وزارتخانه به هر دليلي موفق به شروع تحصيل نشود، مکلف است بلافاصله به وزارت بهداشت جهت انجام خدمات موضوع قانون خدمت پزشکان و پيراپزشکان و خدمات آموزش رايگان و ساير تعهدات قانوني و قراردادي خود مراجعه و اقدام کنند و وثيقه توديعي پس از انجام کليه تعهدات مسترد خواهد شد.
——————————————————-
با تشکر از محسن که مطلب رو در کامنتها گذاشته بود اما چون دیدم لازمه به عنوان یه موضوع جداگانه اینجا آوردم.
آیا قوانین جدید به نفع ماست؟
قوانین فدرال عوض شد و بیشتر دوستان نظرشون اینه که این به نفع افرادیه که قبلاً مدارکشون رو فرستادن و احتمالاً همین روزها تکلیف خیلی ها روشن میشه. به نظر منطقی میاد که با وجود شرایط سختی که در قانون جدید گذاشتن تعداد پرونده های تحت بررسی کم بشه و آفیسرها بتونن به پرونده های قبلی برسن. ضمن اینکه خیلی از مشاغل حذف شده و این مساله باعث میشه که خیلی ها نتونن پرونده تشکیل بدن، از طرفی اونهایی که شغلشون تازه به لیست اضافه شده تا برن مدارکشونو جمع و جور کنن و مطالعه کنن و بفرستن چند ماهی طول می کشه و احتمالاً این قضیه فرصت خوبی به آفیسرها میده تا سرشون کمی خلوت تر بشه. باید دید گذشت زمان این فرضیه رو ثابت می کنه یا نه…
علاوه بر تغییر لیست مشاغل، تغییرات دیگه ای هم در روش اقدام و ارسال مدارک ایجاد شده که باید به زودی در گامهای اول تا چهارم اونها رو اصلاح کنم. از جمله اینکه تمام مدارک از همون ابتدا باید ارسال بشه و اینجوری نیست که اول فرمها رو بفرستید و بعد از مدتی مدارک رو. بابت این پست نصفه نیمه معذرت می خوام، ان شاءالله به زودی با مطالعه بیشتر یه پست کامل خواهم گذاشت و گامهای اول تا چهارم مهاجرت رو به روز می کنم.
راستی، من به تازگی شنیدم که قیمت خرید مدرک پزشکی (یا گذاشتن وثیقه برای اون) به 40 میلیون تومان افزایش پیدا کرده، از دوستان پزشک کسی اطلاع داره که این خبر موثقه یا نه؟؟؟
خبر جدید – تغییر لیست مشاغل فدرال
بالاخره بعد از مدتها انتظار لیست مشاغل فدرال تغییر کرد و این بار فقط 29 شغل معرفی شدند.
در این لیست مشاغل زیر حذف شدند:
- مدیریت امور مالی (کد 0111)
- مدیریت انفورماتیک و کامپیوتر (کد 0213)
- مدیریت خدمات بهداشتی درمانی (کد 0311)
- مدیریت هتلداری (کد 0632)
- مدیریت خدمات ساخت و ساز (کد 0711)
- حسابداری (کد 1111)
- زمین شناسی، ژئوشیمی و ژئوفیزیک (کد 2113)
- مهندسی معدن (کد 2143)
- مهندسی زمین شناسی (کد 2144)
- مهندسی نفت و رشته های مرتبط (کد 2145)
- شنوایی سنجی و گفتاردرمانی (کد 3141)
- کاردرمانی (کد 3143)
- سرپرستاری (کد 3151)
- استادی دانشگاه (کد 4121)
- استادی کالج (کد 4131)
- پیمانکاری و سوپروایزری نصب لوله های صنعتی (کد 7213)
- پیمانکاری و سوپروایزری پرسنل ماشینهای ساختمانی (کد 7217)
- نصب کننده لوله های بخار، سیستم های آتش نشان و آب پاش اضطراری (کد 7252)
- سوپروایزر معادن سطحی و زیر زمینی (کد 8221)
و مشاغل زیر اضافه شدند:
- مدیران صنایع زیربنایی (بجز کشاورزی) (کد 0811)
- ارائه دهندگان خدمات حرفه ای به مدیران تجاری (کد 1122)
- کارشناسان ارزیابی بیمه و خسارت (کد 1233)
- بیولوژیستها و حوزه های مرتبط (کد 2121)
- متخصصین معماری (کد 2151)
- دندانپزشک ها (کد 3113)
- داروسازان (کد 3131)
- بهداشتکاران دهان و دندان (کد 3122)
- روانشناسان (کد 4151)
- مددکاران اجتماعی (کد 4152)
- سوپروایزران صنایع مکانیکی (کد 7216)
قوانین جدیدی هم از این به بعد اعمال خواهد شد. از جمله اینکه در هر سال تنها 20,000 پرونده از سراسر جهان بررسی میشه و از هر شغل هم فقط 1000تا! بنابراین با توجه به اینکه پزشکان زیادی درخواست مهاجرت دادن به نظر میاد کندی قابل ملاحظه ای در پرونده های همکاران گرامی مشاهده بشه. پس برید زندگیتونو بکنید، رفت رو 6-5 سال!!! البته این قانون شامل پرونده هایی که تا 25 June به سیدنی رسیده باشند نخواهد شد.
نکته دیگه اینکه حتماً باید مدرک زبان رو در زمان ارسال فرمها به سیدنی ضمیمه کنید.
باز هم یادآوری می کنم که این قوانین شامل دوستانی که تا 25 June مدارکشون به سیدنی رسیده نخواهد شد.
لیست کامل مشاغل و توضیحات بیشتر رو در اینجا ببینید:
بازگشت
ظاهراً مشکل وردپرس برای خیلی ها حل شده گرچه برای خودم هنوز آزاد نشده! به هر حال تصمیم گرفتم برگردم همینجا چون به قول دوستان عزیز ورد پرس یه چیز دیگه ست! اما یه کپی از همین نوشته ها رو توی پرشین بلاگ هم میذارم تا دوستانی که مثل من در دسترسی مشکل دارن بتونن اونجا پست ها رو بخونن.
از همراهی تمام دوستان ممنونم.
آدرس جدید
از همه دوستانی که نظر دادن واقعاً ممنونم. با احترام به نظر تمام دوستان، پیشنهاد ها رو (که بیشتر شون پرشین بلاگ و بلاگفا بودن) بررسی کردم. انتخاب سختیه اما با توجه به اینکه پرشین بلاگ control panel راحت تری داره و انتخاب های بیشتری به کاربر میده (من هم که عاشق گزینه های متفاوت و انتخاب کردنم!) ترجیح دادم به پرشین بلاگ نقل مکان کنم. گرچه توی بلاگ اسکای و بلاگفا هم پزشک مهاجر رو ساختم تا اگه پرشین بلاگ هم زیر فیل خوابید اونجاها رو داشته باشم.
این وبلاگ هنوز بازه. تا جایی که بتونم نوشته های قبلی رو به اینجا منتقل می کنم. البته نمی دونم راه سریعی هم برای این کار وجود داره یا اینکه باید تک تک کپی paste کنم…
به هر حا، شما رو به خونه ی جدید پزشک مهاجر دعوت می کنم:
www.immigrantdoctor.persianblog.ir
پ.ن: با توجه به اینکه امکان کنترل شدن وبلاگ در خونه ی جدیدم بیشتره، از دوستان عزیز خواهش می کنم مواظب خودشون باشن…!
نظر خواهی
سلام دوستان، همونطور که می دونید دو روزه که سایت ورد پرس و طبیعتاً وبلاگهای اون زیر فیل خوابیدن!! و امکان باز کردنشون برای دوستان داخل ایران وجود نداره. بنابراین تصمیم گرفتم وبلاگ رو به جای دیگه ای منتقل کنم. اما قبل از اون فکر کردم بهتره نظر دوستان رو هم بدونم. ممنون میشم اگه در نظر سنجی شرکت کنید.
می خوام نظر بدین که: از اونجا که بیشتر دوستان به نرم افزارهای مخصوص دسترسی دارن، به نظر شما وبلاگ رو منتقل کنم یا همین جا بمونه؟ و اگه نظرتون اینه که منتقل کنم به کجا؟ کدوم سایت رو پیشنهاد می کنید؟ پرشین بلاگ؟ بلاگ اسکای؟ یا جای دیگه؟
پیشاپیش از اینکه نظر میدین ممنونم
آفیسرها بیدارند!
بعد از مدتها که هیچ خبری از پیشرفت پرونده ها نبود و نگران شده بودیم که نکنه آفیسرهای دمشق خواب تشریف دارن (از نوع اصحاب کهفش!) بالاخره مدیکال یکی از دوستان فروم به نام افشین رسید، اونم بعد از حدود یک سال و یک ماه in process !
این خبر گرچه به من مربوط نمیشه اما خیلی خوشحالم کرد، حداقل آدم احساس می کنه یه اتفاقاتی داره توی دمشق میفته! امیدوارم مدیکال سایر منتظران و از جمله خودم هم به زودی بیاد.
می خوام چند نکته رو مخصوصاً به دوستان عزیزی که در مراحل اولیه ارسال مدارک هستند یادآوری کنم.
1. وقتی فرمها رو برای ارسال به سیدنی پر می کنید حتماً یه نسخه پر شده هم داشته باشید که بعداً به سوریه ارسال کنید. برای اینکه فرمها رو داشته باشید و وقتی صفحه رو می بندید هرچی نوشتید نپره و پاک نشه، نرم افزار Adobe Acrobat Professional رو روی کامپیوترتون نصب کنید. دقت کنید که این نرم افزار professional هست و با Acrobat معمولی فرق می کنه.
2. فرمها رو کامل و دقیق پر کنید و تا اونجایی که می تونید واقعیت رو بنویسید، بدون کم و کاست. سعی کنید همه چیز با هم هماهنگ باشه و وقتی از دید یه ناظر بیرونی نگاه می کنید هیچ تناقضی نبینید. فکر کنید یه قاضی هستید که توی پرونده متهم (باز هم خودتون!) دنبال نکته ای می گردید که محکومش کنید. خب آفیسر ها هم همین دید رو دارن!
3. اگه حساب به نام main applicant نیست و به نام همسر فرده، یکی از راهها اینه که حساب رو مشترک کنید. البته طبق قوانین بیشتر بانکها به حسابی که از قبل موجوده نمی شه یه صاحب حساب دبگه اضافه کرد اما بانک سامان این اجازه رو میده و توی پرینت هم تاریخ دو نفره شدنش رو نمی ده. برای سایر بانکها باید از قبل به فکر این قضیه باشید و یه حساب جدبد دو نفره باز کنید و موجودی رو به اون حساب منتقل کنید.
4. با اینکه صداقت محض خیلی مهمه اما اگه چندتا شغل تمام وقت همزمان دارید فقط یکیش رو بنویسید مگه اینکه قابل توجیه باشه یا امکان اینکه اونها متوجه بشن وجود داشته باشه. چون داشتن دو شغل فول تایم همزمان شک بر انگیزه و ممکنه باعث دعوت شدنتون به مصاحبه بشه.
5. تقویت زبان یادتون نره. برای تمام افراد خانواده که درخواست مهاجرت دادن این کاملاً ضروریه، حتی اگه زبانتون خیلی هم خوبه باز سعی کنید با دیدن فیلم، خوندن کتاب، گوش دادن به موسیقی های انگلیسی (یا فرانسه بر حسب مورد) یا رفتن به کلاس در فضای مناسب باقی بمونید تا مهارتتون کم نشه.
6. فرض کنید ویزاتون رو دادن و رفتید کانادا، فکر می کنید چه آمادگی هایی از قبل لازمه داشته باشید؟ همون مهارتها رو تا وقتی توی ایران هستید کسب کنید. مثلاً من به پزشکها پیشنهاد می کنم قبل از رفتن برای امتحانات آماده بشن. از نشستن و منتظر موندن که بهتره، نه؟
تا بعد…
گذار
چشمهایم زُق زُق می کنند! این آلودگی هوا چقدر مرا اذیت می کند، خصوصاً که روزی 8-7 ساعت هم بخواهی به زور به مانیتور زُل بزنی…!
در خوش آب و هواترین نقطه ی بد آب و هواترین شهر ایران نشسته ام و گرد و غباری را تماشا می کنم که گویا سوغات کشور همسایه است و گواه بی خردی بشر…
————
دوستش داشتم… هروقت گذرم به شهرک اکباتان می افتاد محال بود سری به مغازه اش نزنم. شیرین و مهربان بود، و با وجود چند بیماری ریز و درشت هر چه می خواست می خورد و هر چه می خواست می کرد! می گفت چند صباحی که اینجاییم بگذار حسرت چیزی به دلمان نماند… دو روز پیش خبر آوردند که سرطان دارد، و آخرین نفسهایش را می کشد… با اشک راهی بیمارستان شدم، و خوشحال شدم که حرف می زند و ظاهراً به آن بدی که می گفتند نبوده. اما حتی به جواب آزمایش پاتولوژی هم نرسید… و امروز صبح اولین پیامی که خواندم خبر مرگش بود…
اشک نریخته ام هنوز! گویا خبر بیماری اش بیشتر عذابم داد از خبر آسوده شدنش از رنج… تصور اینکه درد می کشد و ناراحت است عذابم می داد، اما حالا می دانم حالش خوب است، هرچند دلم برایش تنگ می شود… همه چیز مثل یک بازی واقعی است! هر چند وقت یک بار خبر می دهند که نوبت فلانی رسیده که برود…! و من می اندیشم به اینکه وقتی تاریخ انقضایت می رسد دیگر فرقی نمی کند که کجا باشی و چقدر از مسیر را رفته باشی… پرپری می زنی و آهی می کشی و تمام… نمی دانم، فکر می کنم مرگ هم شیرین است…
مقایسه کشورهای مختلف جهان
اخیراً یکی از دوستان آدرس یه سایت رو برام فرستاد که می تونید توی اون کشورهای مختلف دنیا رو از نظر چند فاکتور بررسی کنید. فاکتورها اینها هستند:
افتخار…
نمی دونم تا حالا براتون پیش اومده یا نه، که به خاطر جایی یا گروهی که بهش تعلق دارید احساس افتخار کنید. خود من چنین حسی رو خیلی کم داشتم. هر چند همیشه اعتماد به نفس بالایی داشتم اما هیچ وقت نتونستم به کشورم، شهرم یا دانشگاهم افتخار کنم، همیشه جهان سومی بودیم و در رده ی چندم کیفیت و رفاه… قاعدتاً ما هیچ وقت نمی تونیم حس یه آمریکایی رو درک کنیم وقتی که با افتخار سرش رو بالا می گیره و میگه “I come from the United States”! همیشه سرمونو انداختیم پایین و گفتیم: “من ایرانیم” یا “خب چونکه ما امکانات پیشرفته ای نداریم….” یا “چون بودجه مون کافی نیست طبیعیه که…” و هزار چیز دیگه که به ما حس حقارت میدن…
اما، امروز یکی از دفعات معدودی بود که به خاطر جایی که بهش تعلق دارم احساس غرور و افتخار کردم! توی جلسه روابط بین الملل دانشگاه، نماینده مرکز بودم، مرکز ما توی تمام مراکز مشابه داخل کشور حرف اول رو می زنه و توی دنیا هم شناخته شده ست. وقتی با افتخار سرم رو بالا گرفتم و گفتم از مرکز … اومدم، و در مورد امکانات و تواناییهای مرکزمون صحبت کردم، شنیدم که یکی از اون طرف جلسه به بغل دستیش گفت: “مرکز … همیشه توی همه چیز اوله”! شعفی که در اون لحظه احساس کردم بی نظیر بود، مثل حس پرواز، و یه عزت نفس عالی… و من احساس کردم که چه لذتی داره به جایی تعلق داشته باشی که بتونی بهش افتخار کنی، لذتی که ما جهان سومی ها با وجود توانمندیهای ذاتی مون شاید هیچ وقت درکش نکنیم…



